الشيخ حسين المظاهري
65
مظهر حق (نگرشى اخلاقى بر فضائل و سيره امير المؤمنان على ع) (فارسى)
--> است . به علاوه ، خود آيه هم بدون قيد است و به قرينهء حكمت [ : وقتى متكلّم حكيم در مقام بيان مراد جدّى خود باشد و ملتفت به اقسام موضوع حكمش باشد ، ولى قرينهاى بر ارادهء خصوص يك قسم نياورد ، كلامش به حكم عقل ، ظاهر در اين خواهد بود كه تمامى آن اقسام مراد او بوده ؛ چرا كه اگر خصوص يكى از اقسام را اراده كرده بود ، مقتضاى حكمت متكلّم اين بود كه قرينهاى بر آن اقامه كند . ] ، افادهء عموميّت مىكند ؛ لذا ولايت پيامبر و وصى او نيز همين گونه است . بر فرض كه بپذيريم ، « ولى » داراى معانى متعدد است و اين كلمه ، مشترك لفظى است ، باز هم بدون شك ، آن چه كه با نزول آيه در مقام دادن صدقه مناسبت دارد ، اين است كه « ولى » ، به معناى رسيدگى كننده به امور باشد ، نه به معناى ناصر و يارى دهنده ؛ زيرا كدام عاقل اين را مىپذيرد كه خداوند براى يادآورى فضيلت صدقه دادن ، با اين سرعت و اهتمام و بيان عجيب ، آيهاى نازل كند و تنها بخواهد اين مسئلهء بديهى را تذكّر دهد كه على ياور مؤمنان است ؟ ! بر فرض كه مراد از لفظ « ولى » ، ناصر باشد ، در اين صورت منحصر ساختن آن به خدا ، رسول او و على تنها به يكى از دو معنى زير صحيح خواهد بود : الف . يارى مؤمنين توسّط خدا ، پيامبر و اميرالمؤمنين رسيدگى به امور آنان را نيز در بر مىگيرد كه در اين صورت به همان معنايى كه مطلوب ماست ، برمىگردد . ب . يارى ديگران نسبت به يارى خدا و پيامبر و على قابل ذكر نيست و به حساب نمىآيد كه در اين صورت نيز مطلوب ما ثابت مىگردد ؛ زيرا يكى از لوازم امامت ، يارى كامل و همه جانبهء مؤمنين است ، خصوصاً با توجه به اين كه خداوند يارى او را در رديف يارى خود و پيامبرش قرار داده است . خلاصهء كلام اين كه ولايت را به هر معنايى كه تفسير كنند ، در انحصار خدا ، پيامبر و اميرالمؤمنين است و ولايت اين سه از يك سنخ مىباشد . پس بايد اميرالمؤمنين از تمام مردم برتر و بالاتر باشد به نحوى كه هيچ كس قادر به بيان فضيلت او نيست ؛ لذا تنها چيزى كه درخورِ اوست ، اين است كه امام مردم و جانشين خدا در ميان تمامى